الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : جلالي )

25

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش )

قبيله‌هاى حجاز مىشود . « از جمله نشانه‌هاى ظهور ، حادثه‌اى است كه بين دو حرم ( مكه و مدينه ) رخ مىدهد . عرض كردم : چه حادثه‌اى اتفاق مىافتد ؟ فرمود : تعصّب قبيله‌اى ميان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان ! پانزده تن از سران و شخصيتهاى قبيلهء مخالف و يا از فرزندان مخالفان خود را مىكشد . » در اين هنگام نشانه‌هاى ظهور حضرت مهدى ( ع ) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانهء آن ، نداى آسمانى است ، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مىشود . « سيف بن عميره گفت : نزد ابو جعفر منصور بودم وى بدون مقدمه گفت : اى سيف بن عميره بدون ترديد ندا كننده‌اى از آسمان نام مردى از فرزندان ابو طالب را مىخواند . گفتم : فدايت شوم اى امير مؤمنان ، اين سخن را روايت مىكنيد ؟ گفت : آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست آن را با گوش خود شنيدم . گفتم : اى امير مؤمنان ، من تاكنون چنين حديثى از كسى نشنيده‌ام ! گفت : اى سيف ، اين سخن حق است ، زمانيكه آن أمر واقع مىشود ، نخستين كسى كه اجابت نمايد ما هستيم ، مگر نه اين است كه آن ندا ، مردى از عموزادگان ما را مىخواند ؟ گفتم : آيا آن مرد از فرزندان فاطمه ( س ) است ؟ گفت : آرى اى سيف ، چنانچه اين روايت را از ابو جعفر محمد بن على امام باقر نشنيده بودم ، اگر تمام مردم روى زمين برايم مىگفتند نمىپذيرفتم ، امّا او محمد بن على [ امام باقر ( ع ) ] است . » طبق روايات پس از اين نداى آسمانى ، حضرت مهدى ( ع ) به‌طور سرّى با برخى از ياران و هواداران خود ارتباط برقرار مىنمايد ، دربارهء آن بزرگوار ، در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده ، و نام وى زبانزد همگان گشته ، و محبتش در دلها جاى مىگيرد . دشمنان وى از ظهور آن حضرت سخت بيمناك شده ، و ازاين‌رو براى دست يافتن به او به تلاش و كوشش مىپردازند . . . در ميان مردم شايع مىشود كه آن حضرت در مدينهء منوّره اقامت گزيده ، و حكومت حجاز يا نيروهاى خارجى جهت كنترل اوضاع داخلى حجاز ، و پايان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفيانى را از سوريه به يارى مىطلبند . اين سپاه وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يابند او را دستگير مىكنند . بسيارى از آنان و شيعيان آنها را كشته و بقيّه را بزندان مىافكنند .